اسنپی امروز
مسیر طولانی بود یه ذره حرف زدیم گفت من تجارت میکردم ۵ سال پیش ۷۰۰هزار دلار دادم به یکی تو کار شراکت و اینا پولشو خورد و رفت ....این بنده خدا هم از شوکی که بهش وارد میشه سکته مغزی میکنه و میره کما بعدش دست و پاش فلج میشن و تا مدتها قدرت تکلم اش رو از دست میده اما به مرور خوب میشه ولی هنوز دست چپش خوب کار نمیکرد....سر این جریان مادرش از غصه سرطان میگیره و بعد دو ماه میمیره....خواهرش هم تو این مدت ام اس گرفته...و با همه ی این سختیا فقط ۳۵ سالش بود و عین ۵۰ ساله ها بود
خلاصه که چقدر بعضیا حروم زادن...
پ.ن:کلاهبردار رو گرفتن وشاید بخشی از پولش زنده شه
خودشم دوباره دفتر زده و کارش رو دوباره شروع کرده ایشالله که ايندفعه موفق بشه...
قبل از اینکه پیاده بشم بهم گفت ما بخاطر کسایی که تکیه گاهشونیم باید ادامه بدیم و خودمونو نبازیم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۲ ساعت 2:39 توسط Zn
|