حس عجیب
یه پسربچه ی بانمک دیدم الان...بهش لبخند میزدم میخندید خنده هاش به آدم انگیزه و امید زندگی میداد...خیلی وقت بود فک میکردم از بچه ها خوشم نمیاد اما الان برای اولین بار حس کردم دلم بچه میخواد...یه پسر بچه از پوست و گوشت و استخون خودم....
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 18:58 توسط Zn
|