خطاب به خودم
خوب داری نقش بازی میکنی...
همینطوری ادامه بده...
همینطوری تظاهر کن...
دیدی که برعکسش هیچ فایده ای نداشت...
پ.ن:نمازمو تموم کردم،داشتن افطاری و...میدادن یه گوشه یه دختر یه ساله خوابش برده بود پیرزنه رد شد گفت خانومم بچهات رو جمع کن چایی نریزه روش...وقتی مادر بچه به فکر نیست من چی کاره ام این وسط؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 17:0 توسط Zn
|