تهش چی میشه رو نمیدونم....
کامنتا رو بستم چون مرض دارم ...مرضِ هی چک کردن هی بیام سرگوشی ببینم کسی چیزی نگفته و این به شدت رو مخمه....
پ.ن:بخاطر توصیه ی مامان نیست اما هم پیش این مشاوره میرم یه بار هم پیش این یارو که از نظر خودم مثل جن گیرا میمونه کارش ...نه به خاطر رضایت مامانم و اینکه هی اصرار نکنه...بخاطر اینکه بعدا به خودم بگم من همه راه ها رو رفتم....
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 1:42 توسط Zn
|