چجوری از خودم فرار کنم؟
فردا باز وقت دکتر دارم از سری پیش که برگشت گفت بستری لازمی دیگه شوق و ذوق رفتن ندارم...از وقتی دیدم هیچ نتیجه ای از داروها نگرفتم دلم میخواد یه جا قطعشون کنم...از وقتی داره همه علائمی که خوب شده بود برمیگرده حس میکنم این مدت رفت و آمد و قرصی شدنم چقدر الکی و بی فایده بوده....سردردام با شدت بیشتری برگشته....این هفته روزی نبود که بدون کابوس بیدار شم بدترینشم همین امروز بود....۵ ساعت گذشته ولی هنوز حس بد و انرژی منفی اش باهامه نمیدونم چیکار کنم تا یادم بره...کاش کابوس آدم فضایی و جن و ...میدیدم ولی کابوسام انقدر واقعین که با پوست و استخونم حسشون میکنم...مثل قانون جذب دارم جذبشون میکنم....هر چی نقش بازی میکنم و الکی ادا حال خوبا رو درمیارم از درون چیزی عوض نمیشه...ناخودآگاهم نمیخواد چیزی رو فراموش کنه...نخوابیدن هم چاره ی کار نیست چون بیداری هم فرقی با کابوس نداره...دلم میخواد فرار کنم برم تو یه جسم دیگه تو یه موقعیت تاریخی و جغرافیایی دیگه....چراآگاهی هام تاثیری رو احساسم ندارن؟ میدونم خدا همه جا هست و هوامو داره اما این سایه نحسی و حال بد بازم گلومو ول نمیکنه....