این فصل برای من اسمش فصل خودکشیه چیزی که بعد مدت ها اولین باره دارم حسش میکنم و باهاش مواجه میشم قبلا هم خیلی حس پوچی داشتم خیلی ترسیدم خیلی شکست خوردم خیلی تنها موندم ولی هیچوقت به این مسئله برنخوردم...دکتره میگه بخاطر علائم ترک و خلا عاطفیه.....حس میکنم تشخیص هاش مفت هم نمی ارزه دیگه...تا این حس میاد سراغم میرم یه مشت از انواع مسکن ها و خواب آورها رو میخورم که بلای بیشتری سر خودم نیارم مثلا ۸ سال پیش با یه تیکه شیشه ی شکسته روی دستم رو بریدم و هنوز جاش مونده...دلم نمیخواد دیگه از این بچه بازیا دربیارم...دارم با فصل خودکشی سر میکنم امیدوارم سالم ازش عبور کنمو مشکلی پیش نیاد...این دکتر دیشبیه میگفت قرصاتو بده مامان بابات نگه دارن که یهو نری سروقت داروها...چرا نمیفهنین من ۲۵ سااالمه اگه بخوام خودکشی کنم هزار تا راه دیگه هم هست میدونم خیلی احمقانه رفتار میکنم اما کسی حق نداره مثل بچه ها با من رفتار کنه.....